افعل شيئاً لِأجلي ، إجعَلني أشّعُر أنَني في قَلبك.
«برایِ من کاری انجام بده، کاری کن احساس کنم در قلبِ تو هستم.»
به تویی که ناشناس و با اسم های مختلف پیام میدی...
من میشناسمت، فقط خواستم بدونی!
هنوز از خیلی چیزا دلگیر و ناراحت میشم، هنوز نمیتونم اونجوری که باید استرسم کنترل کنم، هنوز رفتارهای اشتباه زیادی دارم، فکرهای آزاردهنده، من کی قراره کامل و بزرگ بشم...
قرار نیست تو همیشه ناجی و کمک کننده آدم های اطرافت باشی...گاهی همینکه ناجی خودت باشی کافیه! اینو باید بارها باخودم تکرار کنم...
گاهی هم تحمل این شرایط واقعا برام سخته چون ناخودآگاه روی تمام فعالیتم اثر گذاشته، میدونم نباید اینجوری بنویسم اما گاهی واقعا خسته کننده میشه ، اینکه زود خسته میشم نفس نفس می افتم سریع باید بشینم یا بدتر دراز بکشم، تپش قلبم زیاد شده و درد هام ...که خوب تمامش طبیعی اما ...نگرانم. حالا در کنار این ها من استرس های دیگه ای هم دارم، و انتظاری که بقیه از من دارن بسیار بسیار زیاده...
شاید همه چیز ایده آل نبود اما من همیشه دلم به بودنت خوش بود...
شاید شرایط طبق میلمون پیش نمیرفت ولی بودنت برام قوت قلب بود..
شاید ما شبیه هم فکر نمیکردیم ولی من به بودنمون کنار هم امید داشتم،
شاید مسیرمون یکی نبود ولی ازت ممنونم که بخشی از داستان من بودی،اثر انگشتت از رو قلبم پاک نمیشه و همیشه برام دوست داشتنی میمونی...
.#سپهر_خدابنده