چهارشنبه ها نفس میکشم...کلاسام تموم میشه اصلا نمیدونید چقدر خوشحال میشم ...انقدر خودمو برای کلاسام به چالش میکشم و اماده میکنم که انرژی نمی مونه ...
+امسال نمیخواستم کنکور دکتری شرکت کنم...سال پیش میگفتم سال بعد قشنگ میشینم میخونم...با بیماری مامان دیگه دست به خوندنم نرفت...نشستم...دیگه گفتم شرکت نمیکنم تا اینکه استوری های دوستم از قشنگی های دانشگاه خوارزمی و شروع ترمش میبینم... دگ شرکت کردم ( حسود شدم بله)
و میدونی خیلی بده خیلی حس بدی پیدا میکنم بهم میگن خانم دکتر ...حس عذاب وجدان که من دکتری نگرفتم...بعد رئیس دانشگاه هم پیام میده مینویسه خانم دکتر... خجالت میکشم
انرژیم میاد پایین یا نون درست میکنم یا کیک...اومدم ببینم میتونم رولت درست کنم...تا لحظه ی اخر که میزاشتم توی فر میگفتم نه بار اوله خوب نمیشه... اما تعریف کنم از خودم خیلی خوب شد :)) اکلیلی...
امروز با یکی از همکارا صحبت میکردم و بهم گفت دو نفر از دانشجوهام اومدن وگفتن خیلی سخت میگیرم ...
وقتی کلاسم شرو میشه استرسی میشن :)) گفتن امیدوارن بهشون نمره بدم..
+چرا من فک میکردم کلاسم اینجوری نیس...
این وسط میخوام ی دوره پخت نان هم برم :)) انقدر این پخت نان و مراحلش برام جذابه که تا ی اگهی دیدم تصمیم گرفتم ثبت نام کنم...
اون مرحله ای که پودر خمیر مایه اضاف میکنی بعد روش ی پارچه میزاری و صبرررر تا خمیر وربیاد...زندگی...زندگی...
دوشنبه ها دو واحد درسی برای دانشجوهای غیرمرتبط با تربیت بدنی دارم. دانشجوهایی که قراره مربی کودک بشن... این واحد رو دو سه ترم بهم پیشنهاد دادن اما قبول نکردم گفتم تخصص من نیست( مثل همیشه ... ) ترم قبل وقتی برای مشورت پیش یکی از اساتیدم رفتم بهم ایراد گرفتن که چرا قبول نکردی.( ما اول از بچه ها باید شروع کنیم و...)
نظرمو عوض کرد و بهش پیام دادم استاد من بخاطر حرفهای شما این ترم این واحد برداشتم.
+ خلاصه که دوشنبه هام در مورد بچه هاست. در مورد هر نوع ورزش و تمرینی که مربی ها میتونن استفاده کنن.
من خیلی ممنونم که هنوز اینجا رو می خونی...ومیخوام بدونی هنوز توی دعاهام هستی و ...،🌱